سردار دلها - تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 13:03
سلام سردار دلها! بعد از دی ماهی که در آن با پروازی به وقت یک و بیست دقیقه بال گشودی تقویم بیهوده قدم برداشت. چرا که دیگر آن زمستان به بهار نرسید. بعد از دستت همراه انگشتر همیشگیات که همچون مرواریدی بود در دل صدف، ویروسی قیام کرد و ما دستهایمان برای دست دادن کوتاه شد. بعد از رفتنت دیگر هرگز در بهشت پ...
فراتر از جسم - تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 13:03
بلیط مرگ درست مثل طناب داری در دستانش به چشم میخورد و دیگر فرصتی برایش باقی نمانده بود بنابراین چمدان بزرگی برداشت و تمام چیزهایی که میخواست با خود به سفر ببرد را جمع کرده و راهی فرودگاه مرگ شد. او در طی سالهای زندگیاش پی برده بود همه انسانها به تنهایی یک کودکاند. کودکانی که قد کشیده و تنها تفاوتشان...
حضرت میم - تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 13:03
حضرت میم من! تو با جایگاه مادر بودنت مترادف تمام خوبیهایی و تضادها در مقابلت سر تعظیم فرود میآورند. منحنی لبخند تو امضای خداست. آغوش مادرانهات پیلهای است که پروانه شدن را به ارمغان میآورد و کلید بهشت میان دستان توست. تو آن تاج و تخت بیوارثی هستی که جانشین ندارد و نبودش تهیدستی را به ارمغان میآورد.تو...